گوهر وجود
.............بهره وري ذهن، پالايش ذهن ، رنگ درماني ، مفناطيس درماني و ..........
مغناطيس درماني 2 انسان در يك فضاي الكترومغناطيس زندگي ميكند .به بيان ديگر انسان يك بيوانرژي است .كه در فضاي الكترومغناطيس به حيات خود ادامه ميدهد و در بدن خود داراي مغناطيس است . مغناطيس براي انسان مانند آب براي حيات ماهي ها محسوب ميشود بنابراين انرژي مغناطيس در تمام موجودات زنده وجمادات ونباتات روي كره ي زمين موجود است . نه تنها زمين بلكه تمام كرات آسماني داراي انرژي مغناطيسي هستند وبا كمك همين انرژي در فضا مستقرند .به نظر برخي دانشمندان ميدان مغناطيسي زمين به تدريج در حال نابودي است يعني همان انرژي كه وارد بدن انسان ميشود ودر كانال هاي آن جاري ميشود كاهش مي يابد به طوري كه در 500 سال اخير حدود 50% از انرژي مغناطيس طبيعي زمين كم شده است . شايد تا 2000 سال ديگرانرژي مغناطيس زمين به صفر برسد. در تمدن شهري، آهن الات ، ماشين ها، آسانسور ها ،ساختمان هاواسكلتهاي فلزي آنها كه خيلي بيشتراز بدن انسان انرژي مغناطيس را جذب ميكنند به روند اين كاهش مي افزايند .بنابراين انسانها با انرژي زمين چندان متعادل نيستند به همين دليل بيماريهاي مختلف مانند : استرس،وزوزگوش،سردردها و درد اندام ها عارض مي شوند . روشهاي طب سنتي ونوين جلد اول تاليف دكتر علي اصغرنويدي خديجه قاسمي سليمانيه مغناطيس درماني زمين خود به تنهايي يك مغناطيس عظيم كروي با دو قطب شمال و جنوب است و انرژي ميدان،تمامي جنبه هاي هستي از جمله موجودات زنده را تحت تاثير خود قرار مي دهد . با توجه به عكسبرداري اتمي از بدن انسان ثابت شده است كه تغييرات ناشي از الكترومغناطيس هوا وزمين در سلامت جسمي و رواني انسان ها موثر است . وقتي اين انرژي موازنه ي خود را از دست بدهد و از تعادل طبيعي خارج شود كمتر ميتوان به وسيله ي داروهاي شيميايي مجددا"تعادل را بر قرار كرد . برخي بيماري ها ممكن است به علت به هم خوردن فضاي جوي الكترومغناطيس درمحيط زيست انسان باشد . انسان هم دربدن خود داراي انرژي مغناطيس است و درفضاي مغناطيسي زندگي مي كند ، لذا هرگونه تغييري در محيط زيست انسان ازنظر الكترومغناطيس صورت گيرد ، باعث تغييرات انرژي دربدن او و توليد بيماري مي شود . يون الكترومغناطيس درهواي محيط زيست ، چنانچه مثبت باشد ، محيط زيست را ناسالم مي كند ازاين رو درهنگام وزش باد هاي داراي يون مثبت مانند باد سانتا آنا ( santa anna) در لس انجلس ، باد خمسين در اسرائيل و كشورهاي غربي و باد فوهين درسوييس ، بيماري هاي رواني ، قلبي ( طپش قلب ) حتي حمله قلبي ، بيماري هاي ريوي مانند آسم ، آلرژي ، سردردها ، درد هاي عصبي و عضلاني ظاهرمي شود و شدت مي يابد . حتي براثر اختلالات شديد رواني موجب خودكشي درجوانان مي گردد . 1 ازكتاب روش ها ي طب سنتي و نوين جلد يك نوشته دكترعلي اصغر نويدي و خديجه قاسمي سليمانيه غده ي تيروئيد در قسمت پاييني گردن جاي دارد و يكي از فعا ليتهاي عمده آن نگهداري يد در بدن است . اعمال اين غده عبارتند از : ا لف : كنترل سوخت و ساز بدن . ب : حفظ سلامت پو ست . ج : اثر بر تحريك پذيري سيستم عصبي . د : همكاري با ديگر غدد درون ريز جهت نگهداري تعادل هورموني بدن . ح : كنترل رشد بدن و تكامل ذ هني در خرد سا لي و انباشتن يد در بدن ترشح بيش از حد هورمونهاي تيروئيد ، بيماريي بنام تيروئيد سمي ايجاد مي كند كه عموما" با بزرگي غده تيروئيد ( گواتر ) همراه است . علائم اين بيماري شامل بيرون زدگي كره ي چشم ، تندي نبض ، افزايش تعريق و حالات عصبي مي باشد . اگر چه فرد دراين حا ل به قدر كافي غذا مي خورد ، اما بعلت افزايش سرعت سوخت و ساز غا لبا" لاغر است . به دليل اثرات ترشح بيش از حد هورمونهاي اين غده برروي ساير غدد درون ريز بدن ، اختلالاتي درسيكل ماهيانه پديدار ميگردد . كم كاري اين غده در بزرگسالان و كودكان عواقب متفاوتي در بر دارد . در بزرگسالان اين حا لت درست بر عكس پر كاري تيروئيد شامل تمايل به افزايش وزن ، خشكي و كلفتي پوست و كم پشت شدن موها ا ست . با كاهش سرعت سوخت و سازاشكا لاتي در گرم نگه داشتن بدن رخ مي دهد . در دوران كودكي كم كاري تيروئيد ( كرتينيسم ) موجبات عقب ماندگي ، رشد و عدم تكامل ذهني كودك را فراهم مي آ ورد . غده ي پارا تيروئيد چهار غده ي پارا تيروئيد ، هر كدام به اندازه ي يك نخود در پشت هر يك از چهار گوشه ي غده ي تيروئيد پنها نند ، هورمون مترشحه از اين غدد پارا تورمون نام دارد كه متا بوليسم كلسيم در بدن را كنترل مي نمايد . كمي ترشح اين هورمون منجر به حالتي به نام تتاني tetany (حملات تشنجي همراه با گرفتگي عضلات ) مي شود . در اين حال بدن قادر به بسيج و مصرف كلسيم موجود در بدن نيست و بنا برا ين محتوي كلسيم خون در حد پاييني قرار دارد . علائم اين بيماري شامل اسپا سم عضلاني و افزايش تحرك پذيري سيستم عصبي است ترشح بيش از حد پا راتورمون با بالا بردن كلسيم خون منجر به ا لتهاب پوك كننده ي استخوان همراه با تشكيل كيست ها و پيدايش ندولهاي فيبري روي استخوانهاي مبتلا مي شود . غده ي تيموس تيموس در قفسه ي سينه در پشت جنا غ سينه و در جلوي قلب قرار دارد . اين غده عمدتا" از بافت همبند تشكيل يافته و در توليد لنفوسيتها شركت دارد . تيموس در هنگام تولد غده اي است كاملا" بزرگ كه تا سن بلوغ همچنان به رشد خود ادامه ميدهد و سپس شروع به تحليل رفتن مي نمايد . تيموس سهم بسزا يي را در سيستم ا يمني بدن ا يفا مي كند . اينطور گفته ميشود كه بعضي از تمرينا ت يوگا ومراقبه هاي انرژيكي غده ي تيموس را فعال نگه داشته و از اين راه به حفظ جوا ني و تقويت سيستم ايمني كمك مي كند . طحا ل طحال در طرف چپ بدن ، در پشت آ خرين دنده ها قرار دارد .طحال يك غده ي درون ريز نيست و ترشحات داخلي چندان مهمي نيز ندارد . بهتر است آ ن را بعنوان يك عضو لنفاوي به حساب آورد ، زيرا قسمت اعظم اين غده از بافت لنفوئيد تشكيل شده . اعمال اصلي طحال عبارتند از : تخريب گلبولهاي قرمز پير و از كار افتاده ي خون ، توليد بعضي از پاد تن ها ودفاع از بدن در برابر عفونت ،تدارك بعضي از لنفوسيتها در خون و گاه تخريب پلاكتها.ازنقطه نظر پزشكي وجود طحال براي حيات ضروري نيست و بدون ايجاد كوچكترين آسيب دائمي و خدشه دار كردن سلامت بدن ميتوان آ ن را با عمل جراحي خارج نمود . ستون مهره ها ستون مهره ها بخش بسيار مهم و منحصر به فرد ساختار اسكلتي انسان ا ست . اين ستون تقريبا" دو پنجم ارتفاع كل بدن را تشكيل مي دهد ،بطوري كه در يك مرد با لغ متوسط حدود 70 سانتي متر و در يك زن بالغ متوسط حدود 60 سانتي متر طول دارد . ستون مهره ها شا مل هفت مهره ي گردني ، دوازده مهره ي سينه اي ، پنج مهره ي كمري ، پنج مهره ي خاجي وچهار مهره ي دنبالچه اي است. از اتصال پنج مهره ي خاجي ، استخوان خاجي و از اتصال چهار مهره ي دنبالچه اي يك يا دو استخوان دنبالچه بوجود آ مده ا ست، ستون فقرات را ميتوان به صورت ميله اي، قا بل انعطاف و قوي توصيف كرد كه به جلو و عقب حركت داشته و قا بليت چرخش دارد . ستون مهره ها حاوي طناب نخا عي بوده ، از آ ن محا فظت مي كند ، سر را در جا ي خود نگه مي دارد و محوري ا ست كه دنده ها وعضلات پشت به آن اتصال مي يا بند . بين هر دو مهره سوراخها ي بين مهره اي وجود دارند كه اعصا بي از آنها عبورمي كنند كه طنا ب نخاعي را به قسمتهاي مختلف بد ن ارتباط مي دهند . با شروع از نخستين مهره ي گردني به طرف ا ستخوان خاجي بين هر دو مهره ي مجاور ، ديسكها ي بين مهره اي قرار گرفته اند . ديسكها از نوع مفاصل قوي به شمار آ مده حركات مختلف ستون مهره ها را ممكن مي سازند و از طرقي ضربا ت آ ني را به خود جذب مي كنند اين ديسكها در زير فشارزياد ، صاف و پهن شده از فضاي بين مهره اي بيرون مي زنند . ستون مهره ها به عنوان مجرا يا كا نا لي عمل مي كند كه تغذ يه ي انرژي چا كراها وتوزيع انرژي به نواحي محيطي بدن در آ ن صورت مي گيرد . عدم موفقيت در انجام اينكار منجر به عدم تعادل انرژي و ايجاد انسداد ها يي ميشود كه به صورت بيماري در كا لبد جسما ني نمايان مي سا زد . نحوه ي اثر گذاري موسيقي بر وجود ما درپرده اي از راز قرار گرفته است . تركيباتي از تداخل ضربه ها ، طنين ها ،ريتمها وصداي سازهاي ضربي،معمولا" جرياني از صداها را ايجاد مي كنند كه مي توانند اثرات بسيار پر قدرتي بر وجود ما ا ز خود بجا بگذارند . اگراز موسيقي بعنوان منبعي براي مد يتيشن استفاده كنيم ، در ما يك ا حسا س آ زاد شدن و سبك شدن از فشارهاي دروني به وجود مي آ يد از آ هنگها ي موسيقي بصورتهاي كا ملا" متفاوتي مي توان براي انجام مدي تيشن استفاده كرد . قويترين آثاري كه براي پيدايش تغييرات شديد روحي به آ ن نياز هست ، از طريق ضربه هاي وارده به سازها ي بادي و طبلها حا صل مي شوند ، در اين ميان ريتم و آ هنگها يي كه بصورت مشابه تكرار مي گردند ، بيشتر آ ثار روان گرداني را دارا هستند . اين ريتمها مستقيما " بر روي سيستم عصبي خود كار اثر مي گذارند و اثرات بسيار زيادي بر روي روح آد مي دارند . عرفاي آشنا به تجا رب عرفاني اظهار داشته اند كه كساني كه به نواهاي مختلف حساس باشند به وسيله ي موسيقي تا مراحل مختلف هشياري عرفاني تماس پيدا مي كنند .از تمام هنر ها مو سيقي سريع تر و نافذ تر حالات معنوي را منتقل مي كند . همان طوركه كارهاي هنري قادر است چشم درون را بگشا يد موسيقي نيز مي تواند گوش درون را باز كند. اسرار موسيقي را كساني درك مي كنند كه به آساني به اينكه موسيقي يك موهبت الهي است پي برده باشند . بعضي از فرق صوفيه نواهاي موسيقي را براي ايجاد حالاتي از آگاهي عرفاني بكار مي برند . دراويش با موسيقي ميرقصند اين رقصيدن نوعي مراقبه ي حركتي است . يوگيها ي تبتي معتقدند كه ارتعاشات صوتي در ايجاد تغيير ، سطح آگاهي افراد موثر مي باشند . در موسيقي ، سكوت ميان نتها بيش از صداي اين نتها قدرت اين را دارد كه مارا در اعماق وجودمان تكان دهد . استادان عرفان مي گويند . خداوند يا وجود مطلق ،نه در صدا بلكه در سكوت كه بطور تنا قض آ ميزي ، گونه اي موسيقي محسوب مي شود نهفته است . با لاترين حا لت در مراقبه ي شنيداري داشتن آگاهي نسبت به سكوت است ،يعني در سكوت به سكوت گوش فرا دهيم. موسيقي درماني موسيقي يك محرك زيبا و قويست كه شديدا" بر اعماق وجود ما اثر مي گذارد . به كمك آ ن انواع احساسا ت در انسان ايجاد ميشوند . گاه خا طرات بسيار قديمي در ذهن بيدار ميگردد و شنونده در دنيا هاي دروني متفاوتي قرار ميگيرد . مو سيقي سريعتر از ساير انواع هنرها ميتواند موجب تغييراتي در خلق و خوي انسان شود و يا وضع و حالت مجمع و محفلي را تغيير دهد .( اثرات آ نرا از مبتذل تا متعالي مي توان گسترش داد ) موسيقي هم خون و اعصاب را تحريك مي كند و بدان آ رامش مي بخشد .موسيقي آ گاهي را هم منتقل ميسازد بخصوص موقعي كه انسان با چشمان بسته به نوا هاي بخصوصي كه با كوبيدن ، زدن و كشيدن همراه باشد گوش ميدهد ، چون در اين مواقع ما بيحركت مي نشينيم به آ رامي نفس مي كشيم و اجازه مي دهيم كه توجه مان عاري از هر دغدغه اي روي صدا متمركز گردد.به عبارت ديگر گوش دادن به موسيقي ميتواند گونه اي مراقبه ي شنيداري باشد . از موسيقي ميتوان به صورت منبع الهام بخش پر قدرتي براي انجام مدي تيشن استفاده كرد . رنگ نيلي اين رنگ تطهير كننده ي جريان خون ا ست و مفيد براي اختلا لات ذهني . نيلي سرد كننده ، قا بض و برق دهنده است . نيلي مرتبط و محرك چاكراي پيشاني و چشم سوم است و كنترل كننده ي غده صنوبري ، كنترل كننده ي ادراك فيزيكي و روحاني ، احساس غيبي ،غيب گويي و غيب شنوي است . بنا بر اين براي درمان بيماري هاي گوش و چشم و درمان سر دردهاي شديد بسيار مفيد است . رنگ بنفش حقيقتا" رنگ روح الهي است . بنفش فقط در سطح روح عمل ميكند . اين رنگ عمو ما" براي مشكلات فيزيكي و جسماني كار برد ندارد اما پاره اي از متخصصان رنگ معتقدند كه بنفش فراهم كننده ي تغذ يه ي سلولهاي مغز است و ارتباطي با چاكراي تاجي دارد و فرد را در گسترش ا فق هاي درك الهي ياري مي دهد . لئوناردو داوينچي معتقد است كه فرد قادر است قدرت مراقبه ي خود را با عبادت در زير نور ملايم بنفش، همان طور كه در پنجره هاي كليسا يافت ميشود ده مرتبه فزوني دهد . رنگ سفيد رنگ كمال است زيرا تمامي رنگ ها را در تعادل و هما هنگي كامل دارا ست . سفيد رنگ روح بيدار شده است . نور كمال و نور مسيح و هوشياري بودائي است،سفيد رنگ نور الهي است . همه ي ما چيزهايي از نور سفيد درمانگر و محافظت كننده شنيده ا يم با هدايت كردن نور سفيد به ها له ي دور فرد ميتوان طبيعت الهي او را برا نگيخت و بيما ريش را شفا داد . چاكراي جنسي اين چا كرا در ارتباط با كيفيت حركت و جريان انرژي است ، اين چاكرا مرتبط با شهوانيت ، اميال لذ ت جو و لذت جويي بي اختيار مي باشد ارتباط با ارگانهاي داخلي بيشتر شامل اعضاي تحتاني شكم از جمله روده ي بزرگ ، كليه و اعضا ي تناسلي ميشود . كاهش انرژي نارنجي موجب سختي فيزيكي ، احساسات محدود شده اختلالات هاضمه ، اختلال تمركز ، ناتواني جنسي ، مشكلات رحم ،كليه و شانه ، خود پسندي و تكبر مي شود. چاكراي نافي تحريك كننده براي ايجاد تغييرات است با استفاده از انرژي و توانايي در تغيير آن از يك شكل خام به يك فرم قابل استفاده سر و كار دارد . اين مركز يك كنترل كننده ي سازمان يافته است كه به فرد توانايي مي دهد تا زندگي خود را در يك قالب قدرتمند و موثرتر شكل دهد اين چاكرا با سيستم هاي متفا وتي از بدن سر كار دارد از جمله معده ، روده كوچك ، پانكراس ، كبد ،طحال ، علايم اختلال اين چاكرا شامل ، زخم، ديابت ، افت قند خون ، بي اشتهايي عصبي ، پر خوري ، سوء هاضمه ، نگراني ، گيجي ،اختلالات سيستم ايمني و خستگي مزمن مي باشد . علائم عمل كرد بيش از اندازه عبارتند از : رفتار پر سر و صدا ، كوته فكري ، غرض ورزي ونا بردباري چاكراي قلبي نقطه ي مركزي و مياني اين سيستم است . سه چاكرا در بالا و سه چاكرا در پايين وجود دارد .اين چاكرا در حكم تعادل ، توازن ، اجتماع و عشق است . در ارتباط با قلب ،ريه ، ديا فراگم ، دست و بازو است . هم چنين توانايي سازگاري با جمع ، شريك شدن ، ارتباط با ديگران ، ايجاد نظم و سازمان دادن به هستي است .هنگامي كه اين چاكرا در حالت تعادل باشد فرد احساس آرامش ، رفاقت و بردباري در قبال ديگران را دارد . از علائم اختلال عمل كرد اين چاكرا آسم، فشار خون ، بيماري قلبي و ريوي است . رنگ سبز اغلب مردم رنگ آبي را با شفا مرتبط ميدانند حال آنكه سبز رنگ كيهاني شفاست . مصريان باستان و چينيها از رنگ سبز به عنوان اولين رنگ درمانگر استفاده ميكردند علت اين بود كه سبز رنگ مياني طيف نور است بنابراين در بر دارنده هم طبيعت فيزيكي و هم طبيعت روحاني در توازن برابر و هارموني برابر است . بنا بر اين سبز مي تواند براي هر شرايطي كه نيازمند درمان است مورد استفاده قرار گيرد . سبز رنگ طبيعت و زمين است . سبز در جوهر خود داراي تعادل و هارموني است و داراي اثر آرام بخش در روح و جسم است . در شدت عملش شل كننده است نه قابض . در مراسم دعاي شبانه كليسا استفاده از رنگ سبز نماد شب زنده داري است . رنگ سبز محرك چاكراي قلب است بنا بر اين حقيقتا" نمايانگر شفاي روحاني است زيرا قلب نيروي محرك تمامي شفا هاست . رنگ سبز بر تمامي حالات و اختلالات قلبي و فشار خون تاثير گذار است. رنگ سبز هم تاثير انرژي دهنده و هم آرام كننده دارد . رنگ آبي اشعه ي آبي يكي از مهمترين ضد عفوني كننده ها در جهان است . آبي ، سرد كننده قابض و برق دهنده است . در درمان خونريزي و براي كاهش تب و درمان گلو درد كاربرد دارد . آبي اثر آرام بخش دارد و رنگ بسيار مثبتي براي نشان دادن وفاداري و اعتماد است . آبي درارتباط و محرك چاكراي گلو است چاكراي گلو معمولا" مركزقدرت دانسته شده و بزرگترين مركز دربدن است زيرا نخستين مركز بيان ارتباطات ازطريق سخنوري است . آبي براي درمان هرنوع اختلال مربوط به گلو به كار مي رود . آبي كه نور آبي به آن تابانده شده ، شربتي مفيد براي لارنژيت و التهاب حلق است . رنگ نيلي تطهير كنند ه جريان خون است و مفيد براي اختلالات ذهني است . نيلي سرد كننده ، قابض و برق دهنده است نيلي رنگي است كه توسط ارواح براي ورود يك مديوم و واسطه به كار گرفته مي شود . نيلي مرتبط و محرك چاكراي پيشاني و چشم سوم است و كنترل كننده ي غده صنوبري ، كنترل كننده ي ادراك فيزيكي و روحاني ، احساس غيبي ، غيب گويي و غيب شنوي است بنابراين براي درمان بيماري هاي گوش وچشم است . درنهايت نيلي رنگ روج مقدس است . رنگ بنفش حقيقتا" رنگ روح الهي است . بنفش فقط در سطح روح عمل مي كند اين رنگ عموما براي ناراحتي ها ي عصبي كاربرد دارد . متخصصان رنگ معتند ند كه بنفش فراهم كننده ي تقذيه ي سلول هاي مغز است و ارتباطي با چاكراي تاجي دارد و فرد را در گسترش افق هاي درك الهي ياري مي دهد . رنگ سفيد رنگ كمال است زيرا تمامي رنگ ها را درتعادل و هماهنگي كامل داراست . سفيد رنگ روح بيدار شده است ، نور كمال و نورمسيح و هوشياري بودايي است ، سفيد رنگ نور الهي است همه ما ، چيزهاي از نور سفيد درمانگر و محافطت كننده شنيده ايم با هدايت كردن نورسفيد به هاله ي دور فرد ، مي توان طبيعت الهي اورا برانگيخت و بيماري اش را شفا داد . چاكراي ريشه اين چاكرا ارتباط با غده ادرنال مي باشد . همچنين با ساق پا ، لگن ، ستون فقرات و سيستم گردش خون مرتبط است . رنگ اين چاكرا قرمز است علاوه براينكه با درد ، التهاب ،تورم واحساس تمام گرمي ها مرتبط است . درسطح رواني قرمز نشان دهنده ي جرا ت و اعتماد به نفس است شور و شوق و انگيزه ، انرژي قرمز لازم دارد وقتي انرژي قرمز مسدود شود يك چاكراي كم كار دراين ناحيه موجب ضعف فيزيكي ،خستگي ، كاهش انگيزه و شورو شوق و احساس عدم واقعييت مي شود . فعاليت بيش از اندازه ي اين چاكرا موجب حالتهاي بيش فعاليتي ، التهاب ، تنش فيزيكي ، عدم احساس آرامش ، عصبانيت ، ترس ، گيجي روحي و ذهني ، نابردباري و خشونت مي شود . رنگ قرمز تحريك كننده ي چاكراي ريشه مي باشد كه در انتهاي ستون فقرات و به دنبال آن تحريك آدرنال و ترشح هورمون آدرنالين است كه در نتيجه ي اين ترشح قدرت بيشتري كسب مي شود.قرمز باعث توليد هموگلوبين مي شود كه نتيجه ي آن افزايش انرژي و بالا رفتن درجه ي حرارت بدن است.اين اثر براي اختلالات خوني و كم خوني بسيار مفيد است. رنگ نارنجي رنگ حقيقي خورشيد است.رها كننده ي جريان عمل جسم و ذهن و فرونشاننده ي سرخوردگي است.ازآنجا كه نارنجي مخلوطي از زرد و قرمز است،تركيبي از انرژي فيزيكي و حكمت عقلي به شمار مي رود و به عنوان يك متغيير بين واكنش هاي فيزيكي پايين تر و پاسخ هاي عقلي بالاتر مي باشد.به همين دليل از آن به عنوان اشعه ي حكمت و فرزانگي ياد مي شود.نارنجي گرم و تسلي بخش است . به كمك نارنجي ما قادر به شفاي كالبد فيزيكي و همزمان القاي سلامت در حوزه ي ذهن هستيم. نارنجي در تلفيق عقايد جديد كمك كننده است و روشنگري ذهن را تحريك مي كند. نارنجي به طور قوي در ارتباط با چاكراي جنسي است. رنگ زرد كمك كننده و تقويت كننده ي اعصاب و ذهن است . كمك كننده در جهت بيدار كردن الهامات ذهني و تحريك كننده ي سطوح عالي تر ذهن است ، بنابراين زرد يك رنگ ممتاز براي اعصاب و بيماري هاي مربوط به اعصاب است . زرد مربوط و محرك چاكراي نافي يا مركز رواني است و وبراي درمان اختلالات رواني مورد استفاده قرار مي گيرد . زرد براي اختلالات كبد ، معده و روده مفيد است . به منافذ پوست كمك كرده تا اثرات زخم باقي مانده بهبود يابد . اثر بسيار قوي در هوش و ذهن دارد همانند رنگ طلا ، زرد نمايانگر بالاترين رنگ فيزيكي است. هاله یا اورا هاله به منطقه مغناطیسی گفته می شود که پیرامون بدن فرد را احاطه می کند . هاله بیضی شکل بوده و شبیه به تخم مرغ است که به گفته بعضی از روشن بینان قسمت پهن تر آن در حوالي سر و قسمت باريك تر آن در حوالي پاها قرار دارد . اورا انباشته از الگوهاي انرژي است كه سلامت بدن فرد را تعيين مي كند . بيماري در اثر انسداد جريان انرژي در اورا آغاز مي گردد. چنانچه بيماري در اين مرجله برطرف نشود بايستي شاهد ظاهرشدن آن دركالبد جسماني بود . هاله حاوي رنگهاي است كه نسبت به وضعيت خلقي و سلامتي دائما در تغييرند . ا ين رنگها در نزديكي سطح بدن از تراكم زيادي برخوردار بود و به تدريج با پيشرو ي به سمت حاشيه بيروني هاله رقبق تر و رقيق تر مي شوند . درخشندگي اين رنگها بستگي به آن دارد كه روج تا چه جد پيشرفته و متعالي گشته است . درهاله يك فرد جوان گستره پهني از نور قرمز در اطراف پاها ، و گستره باريكي از نور اناري سفيد در پيرامون سر وجود دارد . به تدريج با بالغ شدن فرد تراكم نور قرمز ، رنگي كه فرد را به سياره زمين پيوند مي دهد كاهش مي يابد و هم زمان گسترده گي رنگهاي روحي اناري و سفيد جايگزين آن مي گردد . هنگام فرارسيدن مرگ و انتقال روح ، رنگ قرمز عملا محو گشته و اورا دراين زمان آكنده ازنور خاكستر ي و سفيد مي باشد . رنگ به احتمال زیاد یکی از قدیمی ترین اشکال درمانی می باشد . پیشینان ما ازچگونگی تاثیر رنگهای موجود درطبیعت بر بدن اگاه بوده اند . انان اوقات بسیاری را در طبیعت به جذب و تنفس رنگهای زنده آن صرف می کردند. آنان هم چنین دریافته بودند که رنگ غذاهای مصرفی راه دیگری برای درمان بدن می باشد . درتمدن های باستانی رنگ مظهر نور بود . اگر ما اعضا ء و اندام های بدنمان رادر معرض رنگ های متفاوت قرار دهیم می توانیم از ان رنگ ها به عنوان یک درمان استفاده کنیم.با توجه به این که هر رنگی قدرت شفا بخشی خود را داراست برای انواع بیماری ها مفید و موثر است . چاکراها این رنگها را که درفضا وجود دارند به خود جذب می کنند و با انتقال به فستمهای مختلف هاله آن را به درون بدن می فرستند . یکی از ویژگی های هاله فرستادن انرژی به درون جسم مادی است . پس ارتعاشات رنگی ازطریق هاله به درون بدن نفوذ می کنند و جسم ازاین ارتعاشات رنگی انرژی دریافت کرده و شارژ می شوند . ارتعاشات رنگی منبع تمام نشدنی هستند که ما می توانیم ازطریق مدی تیشن مستمر ازاین ارتعاشات استفاده کنیم . حتی این نیروی شفا بخش را که خداوند درطبیعت برای درمان بشر قرارداده ما ازطریق تنفس و تجسم می توانیم به دورن خود بکشیم . یک مدی تیشن که با استفاده از تجسم رنگی انجام گیرد می تواند به هاله نیروی وارد کند که باعث تقویت آن گردد . شما با تنفس های موزون و عمیق و با تمرکزی قوی می توانید این ارتعاشات رنگی را به طرف خود جذب کنید و با مراقبه رنگی می توانید بر بیماری ها غلبه کنید .
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


