تبليغاتX
گوهر وجود


گوهر وجود

.............بهره وري ذهن، پالايش ذهن ، رنگ درماني ، مفناطيس درماني و ..........

فوبي چيست ؟

 

پادشاهي با غلامي عجمي دركشتي نشست وغلام ، ديگردريا را نديده و محنت كشتي نيازموده ، گريه وزاري درنهاد ولرزه براندامش اوفتاد، چندان كه ملاطفت كردند آرام نمي گرفت و عيش ملك ازاو منغض بود .چاره ندانستند .حكيمي درآن كشتي بود ملك را گفت اگرفرمان دهی ،من اورابه طريقي خاموش گردانم .گفت غايت لطف وكرم باشد .بفرمود تا غلام را دردريا انداختند .باري چند غوطه خورد مويش گرفتند، وپيش كشتي آوردند.به دودست سكان كشتي آويخت .چون برآمد به گوشه اي بنشست وآرام يافت ملك را عجب آمد .دراين چه حكمت بود؟ گفت ازاول محنت غرقه شدن ناچشيده بود ،وقدرسلامت كشتي نمي دانست .همچنين قدرعافيت كسي داند كه به مصيبتي گرفتارآيد .1

غلامي كه سعدي عليه ا لرحمه دراين حكايت ازگلستان خود ذكراورا آورده  ،‌دچارنوعي ترس وهراس بيمارگونه شده بود كه ريشه درواقعيتهاي بيرون نداشت وازذهن بيماراو به وجود آمده بود .حكيم كه ازرازبيماري او اگاه بود به وسيله روشي كه به آن غوطه وري مي گويند توانست اورا ازاين ترس وهراس بيمارگونه رهايي بخشد واورا نيزهمانند بقيه ي آدمهاي داخل كشتي تبديل به فرد آرام وسا كت كند .

امروزه به اين نوع ازبيماري ها فوبي مي گويند.فوبي ازكلمه فوبوس ( phobos) خداي ترس يونانيان گرفته شده .فوبي درلغت به معني ترس غيرمنطقي وغيرواقعي تعريف شده است و آن را نفرت وترس بيمارگون هم گفته اند .

اين ترس غيرمنطقي وغيرواقعي دركاركردهاي معمولي شخص وروابط اجتماعي او ايجاد تداخل مي كند ومانع ازآن مي شود كه شخص بتواند يك روابط منطقي وپايداربا محيط واطرافيان خود برقراركند.چرا كه اين بيماري شخص مبتلا را دچارهراس واضطراب بيمارگونه ازقرارگرفتن درشرايط وموقعيتهاي گوناگون مي كند .وحتي ممكن است اشياء وعوامل به خصوصي هنگام مواجه شدنشان دراو ايجاد تنش وهراس كند .شخص فوبيك به صورت هوشيارانه اي ازهرگونه فعاليت اجتماعي وموقعيتهايي كه كه منبع ترس است دوري مي كند .مثلا دريك نوع بيماري فوبي كه به آن گذرهراسي ، يا بازارهراسي ، مي گويند شخص مبتلا هيچ وقت سعي نمي كند درچنين موقعيتهايي قراربگيرد ، چرا كه تصوراو براين است كه درصورت بروزحادثه اي دراين مكان، امكان كمك به اويا وجود ندارد ، يا كم است. ويا فردي كه ازحضوردرمكان هاي اجتماعي ، مثل رستوران ، هراس دارد ،هم دچاراين توهم است كه درصورت حضوردرچنين مكاني تمام كساني كه درآنجا حضوردارند، نگاه خود را متوجه او مي كنند .درصورتي كه تمام اين تصورات ريشه درواقعيت ندارند وازذهن بيمارگونه شخص مبتلا نشات گرفته است .اما هرچه هست اين نوع بيماري .مانع ازآن مي شود كه فرد، رفتارسالمي با محيط اطراف خود داشته باشد واورا تبديل به فردي اجتماع گريز مي كند .اين بيماري به گونه است كه حتي تصورش مي تواند دراو ايجاد دلهره ،هراس واضطراب كند .درنظربگيريد فردي را كه دچارهراس ازارتفاع است( يك نوع فوبي شايع ساده) كه خيلي ها گرفتارش شده اند .اين شخص حتي اگردرعالم خيال تصوركند درارتفاعي قراردارد بي اختياردچارلرزش دست وپا عرق واضطراب مي شود .

امروزه فوبي شايع ترين اختلال روان پزشكي است به طورمتوسط بين 5 تا 10 وحتي گفته اند تا 25 درصد افراد دچاريكي ازانواع اين بيماري هستند .البته درموارد زيادي اين بيماري آنقدرشايع نيست كه فرد نيازي به مراجعه پزشك داشته باشد .

فوبي انواع مختلف دارد .معروفترين آنها گذرهراسي با بازارهراسي وفوبي ها ي اجتماعي هستند .اما دركنارشان بايد ازانواع فوبي هاي ساده هم نام برد .مانند .ترس ازارتفاع ، وحشت ازقرارگرفتن درمكان هاي بسته مثل اسانسوروهم چنين ترس ازحيوانات ريز ودرشت .

علائم بيماري خود را به صورت تپش قلب ، لرزش دست وپا ،گر گرفتگي وبروزانواع افكارمنفي وغيرمنطقي  نشان مي دهند .

درايجاد فوبي ها عوامل گوناگوني دخيل هستند كه بايد مجموعه اي ازعوامل زيست محيطي ، وراثتي دركنارعوامل غيرمحيطي وروانشناختي را نام برد .معمولا ريشه اين بيماري مثل بسياري ازبيمارهاي رواني ديگرريشه درگذشته خصوصا دوران كودكي دارند .اولين بارهم فرويد كه به تشخيص اين بيماري درسال 1909 نايل گرديد با شنيدن سخنان پسركوچكي به نام هانس متوجه آن شد.

فرويد بيماري را داراي چند مرحله دانست كه نخستين مرحله آن مربوط به رابطه كودك با پدرخود بود.هانس علاقه شديدي به پدرخود داشت ازطرفي ازاوهم وحشت داشت كه اين وحشت ازپدررا جايگزين چيزي ديگركرده بود .به هرحال نبايد گذشته افراد خصوصا" كودكي افراد را دربروزاين بيماري ازياد برد .دربعضي ازكودكان نوعي فشارهمراه با عوامل محيطي مثل دعواي پدرومادروتند خويي برادروخواهرهاي بزرگتر به همراه عوامل روانشناختي دست به دست هم مي دهند واين بيماري را دراو به وجود مي آورند .

براي درمان اين بيماري امروزه روش هاي زيادي است ،استفاده ازانواع داروها گرفته تا روش هاي رفتاردرماني دربرطرف كردن اين بيماري مي توانند نقش مهمي داشته باشند .چند شيوه وروش دررفتاردرماني هست كه مي تواند به تدريج اين بيماري را ازشخص مبتلا دوركند .مانند حساسيت زدايي منظم وخيالي ، غرقه سازي همان روشي كه حكيم حكايت سعدي به كاربرد وهمچنين سرمشق گيري .

ازطرفي بعضي ها هيپنوتيزم را بهترين روش مي دانند چرا كه ازطريق خلسه اي كه به هنگام عمل هيپنوتيزم به شخص دست مي دهد مي تواند تمام شيوه هاي ذكرشده دربالا رادر ذهن اوتزريق كرد .

 

 

1- حكايت 7 ازگلستان سعدي .كليات سعدي  براساس تصحيح محمد علي فروقي به نشر1386 صحفه 17 و18                                                          درخشان


                                                                                                            

     كودكي كه زندگي را با كينه توزي مي گذراند  ستيزه جويي مي­آموزد

     كودكي كه زنـدگي را بـا تمسخر مي گذراند             شرمسـاري مي­آموزد

     كودكي كه زندگي را   بـا انتقـاد مي گذراند              محكوميت مي­آمـوزد  

     كودكي كـه زندگي را بـا ترس مي­گذرانـد                تشـويش مي­آمـوزد    

     كودكي كه زندگي را بـا حسادت مي­گذراند             نفـرت   مي­آمــوزد

     كودكي­كه زندگي ­را با تحمل مشقات مي­گذراند   شكيبـايي مي­آمـوزد   

     كودكي كه زندگي را با ترحم به خود مي­گذراند            تأسف مـي­آمــوزد  

     كودكي كه زندگي را با تشويق مي گذراند              اعتماد به نفس مي­آموزد      

     كودكي كه زندگي را   امنيت مي گذراند             ايمان مي­آموزد  

    كودكي كه زندگي را   با انصاف مي گذراند                عدالت مي آموزد 

    كودكي كه درزندگي مورد پذيرش با شد               عشق و محبت مي آموزد    

    كودكي كه زندگي را   با شرافت مي گذراند           حقيقت مي آموزد  

    كودكي كه زندگي را با دوستي مي گذراند      ( دنيا مكاني زيبا براي    زيستن است ) را مي آموزد .

                                                                                                                                                    

                                                                          ( دروتي لانوت)

 

                

 

نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 13:55 توسط درخشان | |

                                

مد يتيشن

 

مديتيشن يا مراقبه يا هر تمرين فكري وذهني بر دو ركن ، جسم وروح مؤثرمي باشد وهماهنگي تنفس،زيبايي وارتقاء ي هردوركن را موجب مي گردد .

ما ابتدا اثر مد يتيشن برروي جسم را بطوراجمالي بررسي مي كنيم ، تمرينا ت مد يتيشن يا مراقبه اي باعث توازون،تعادل ، آمادگي انجام حركات غير عادي ، حفظ سلامت اعضاء وانعطاف پذيري عضلات را به ارمغان مي آورد وتعادل و هماهنگي حركات را بوجود مي آورد و بدن را براي انجام هر گونه حركت مستعد وآماده مي كند .

اما ركن دوم اين تمرينات بحث فكري ورواني آن مي باشد . كسي كه به تمرينات مراقبه اي مي پردازد بعد از مدت زمان كوتاهي احساس مي كند كه از رواني آرام ،آمواج مغزي قوي و تسلط كامل بر خود در برابر مشكلات بر خوردار مي شود . يكي از هدف هاي اصلي مديتيشن اين است كه ذهن خود را پالايش داده وافكاروانديشه هاي كهنه وقديمي را ، كه مانند لايه هاي جرم گرفته تمام ذهن و مغز ما را پوشانده پا كسازي نماييم اين پاكسازي كمك مي كند تا انسان هر لحظه بتواند خودش را خالي تر از قبل كند ودالان ذهن خود را حسابي گردگيري نمايد  .

با مراقبه ومد يتيشن تموج افكار وپريشان حالي درونيتان آرام گرفته واز خوديت خود خالي خواهيد شدتا حقيقت هستي ، وجودتان را سرشار كند .

مد يتيشن سيري بطئي وتدريجي است كه باعث تصفيه ، تزكيه و تحول دروني مي شود اگرشما بخواهيد ، اين سير وسلوك انجام مي شود در غير اين صورت هيچ اثري ظاهر نمي شود.

با مديتيشن ذهن از پراكندگي خلاص مي شود وبا جسم هماهنگ مي شود ( زماني كه جسم وذهن كنارهم نبا شند ما بيمار مي شويم ) مد يتيشن ايجاد كشش،انقباض ،انعطاف ورها سازي مي كند . اين حالت باعث مي شود كه خستگي ها وتنش ها رفع شوند .

مد يتيشن دانش محض عالم درون است وبه هيچ مذهبي تعلق ندارد ، هيچ اعتقادي هم نيست مديتيشن معرفت سكوت ، هشياري وگواه بودن است وبه ما مي آموزد كه ما ذهن نيستيم بلكه چيزي فراتر از آن هستيم و ما را آماده ي دريافت حقيقت مي كند وما را وارد صفا وآرامشي جاودان مي كند اين آرامش آنقدر عميق است كه ما را در خود غرق مي كند ودرغا يت به  معبد خدا وارد مي كند .

                                        درخشان     

 

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 22:12 توسط درخشان | |

 

......................عید نوروز بر همه ی ایرانیان مبارک.....................

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 11:48 توسط درخشان |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست